الشيخ أبو الفتوح الرازي
83
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اى من كنت اولى بولايته فعلىّ اولى بولايته ، و هيچ معنى از معانى شايد مولى ( 1 ) كه بر شمرديم لايق نيست اين جا و معنى ندهد ، چه محال است كه رسول - عليه السّلام - گويد كه : هر كه من پسر عم اويم ، على پسر عمّ اوست يا معتق يا معتق يا ضامن جريره يا حليف يا همسايه ، اين هيچ احتمال نكند جز اولى يا سيّد مطاع ، چنان كه اخطل مىگويد عبد الملك مروان را - و اخطل ترسا بود - ممكن نيست كه بر او حواله توان كردن كه او را غرضى بوده است يا ميلى به اين مذهب و اين جماعت و ممدوح وى آن است كه در عداوت اهل البيت علم بود مىگويد : ( 2 ) فما وجدت فيها قريش لاهلها اعفّ و اوفى من ابيك و امجدا و اورى بزنديه و لو كان غيره غداة اختلاف النّاس اكدى و اصلدا فاصبحت مولاها من النّاس كلَّهم و أحرى قريش ان يجاب و يحمدا و على اىّ حال ( 3 ) به لفظ مولى ، سيّد و اولى خواست . دگر اشعارى كه در عهد رسول - عليه السّلام - و صحابه و تابعين گفتند در اين باب - چنان كه ذكر كرديم - و كس بر ايشان ايراد نكرد ( 4 ) - اين جمله دليل مىكند ( 5 ) از آيت و خبر ، بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام - پس از رسول - عليه السّلام - بلا فصل . و جملهء قرّاء خواندند : * ( فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه ) * بر واحد ، و نافع و عاصم به روايت ابو بكر و ابن عامر بر جمع خواندند : « رسالاته » . * ( وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ) * ، و خداى تعالى تو را نگاه دارد از مردمان . * ( إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * ، خداى تعالى هدايت نكند كافران را إمّا به خذلان بر سبيل عقوبت و إمّا به حرمان از ره بهشت و ثواب ( 6 ) . أبو امامه روايت كند كه : مردى بود از بنو ( 7 ) هاشم مشرك و از جملهء شجاعان و
--> ( 1 ) . اساس ، بم : اولى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 2 ) . مج ، مت ، وز شعر . ( 3 ) . مج ، مت ، وز : زيرا كه ، آج ، لب : على اى حال ، لت ، مر : على كل حال . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : انكار نكرد . ( 5 ) . مج ، مت ، وز : كند . ( 6 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : ثواب . ( 7 ) . وز ، لت ، مر : بنى .